تبليغاتX
این سو
این سو
!عقلم بدزد لَختی؛ چند اختیارِ دانش؟
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391
4-11

 

ارتداد شاهین نجفی؛ تأملی بر  نظریه برچسب زنی

 

1- طی چند هفته گذشته انتشار آهنگ شاهین نجفی موجب آغاز موج گسترده ای از نوشته های ژورنالیستی، نقدها و حتی صدور فتوا از جانب برخی از مراجع عظام تقلید گردید(1)؛ این دست برخوردها سبب رسانه ای شدن و متعاقب آن در برخی موارد پوپولیستی و احساسی واکنش نشان دادن نسبت به این اتفاق شده است و همین موجب نادیده انگاشتن مباحثی پیشینی تر گشته، که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.

در این نوشتار با دید توصیفی-تحلیلی و نه هنجاری یا تجویزی (سوای بحث پیرامون حسن و قبح  و یا رد و تأیید عمل مذکور) به تشریح یکی از رویکردها درجرم شناسی خواهیم پرداخت؛ بنابراین نگارنده به هیچ وجه وارد حوزه اخلاق نخواهد شد و تنها از عینیت و ملموس بودن عمل ارتکابی به عنوان ابزاری برای تشریح نظریه برچسب زنی استفاده خواهد نمود. از طرف دیگر وارد حیطه حقوق جزای اختصاصی هم نخواهیم شد و در صدد بررسی عناصر مجرمانه، عنوان کیفری رفتار و تحلیل ماده 513 قانون مجازات اسلامی(2) بر نخواهیم آمد؛ هم چنین از منظر حقوق جزای بین الملل، خاصه پیرامون صلاحیت محاکم (صلاحیت سرزمینی، صلاحیت واقعی و ...)  جای طرح مباحث حقوقی فراوانی وجود دارد که بررسی آن نوشته ی مجزایی می طلبد.

2- در ابتدا بهتر است سؤالمان این باشد که شاهین نجفی که بود، از کجا شروع کرد و به کجا ختم شد؟

شاهین نجفی متولد سال 1359 است و زمانی که شش سال داشته‌است پدرش را از دست می‌دهد و بعدها نیز با اعتیاد برادرش مواجه می‌شود. او دانشجوی رشته جامعه شناسی بوده‌است و به دلیل هنجار شکنی از دانشگاه اخراج می شود و در سال 1384 نیز ایران را به مقصد آلمان ترک می کند. تا پیش از انتخابات 88 تم کارهای او بیشتر در قالب نقدهای اجتماعی، همچون فقر، اعتیاد و حقوق زن بود اما پس از انتخابات، بیشتر آثارش در اعتراض به حکومت جمهوری اسلامی ایران منتشر شد؛ تا اینکه چند هفته ی پیش انتشار ترانه و هم چنین کاوری مستهجن از این اثر موجب صدور فتوای ارتداد علیه او گردید؛ چند روز پس از این خبرها و مخالفت ها، شاهین نجفی در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ در پی واکنشها به ترانه جدیدش، به بی‌بی‌سی فارسی گفت که قصد توهین به‌امامان شیعه را نداشته و فقط اسم ائمه را دستمایه کاری هنری-اجتماعی قرار داده‌است. و گفت که این فتوا شامل او نمی‌شود و عده‌ای در ایران از فتوای مراجع به قصد اهداف سیاسی و تحریک احساسات مذهبی مردم سوءاستفاده کرده‌اند.

مطلب فوق مختصری بود از زندگی گذشته ی این خواننده ی رپ تا به امروز؛ حال جای این پرسش است که نظریه ی برچسب زنی چگونه به کیس مورد نظر ما سنجاق می شود و قابلیت بازخوانی می یابد؟

3- پیش از پاسخ به پرسش مطروح، بهتر است ابتدا به ساکن، واکاوی و خوانشی از نظریه برچسب زنی داشته باشیم و آن گاه در صدد مطابقت و هم پیوستگی آن با موضوع مورد بحثمان برآییم.

رویکرد برچسب زنی در جرم شناسی، رویکردی است برگرفته از مفاهیم جامعه شناختی(3) و خاصه دیدگاه کنش متقابل نمادین، که بر واکنش افراد در موقعیت های خاص اجتماعی تاکید دارد.

اساس دیدگاه برچسب زنی را باید در کتاب "آسیب شناسی اجتماعی" ادوین لیمرت(4) پیدا کرد؛ وی در این کتاب نظریه ی انحراف ثانویه(5) را مطرح نمود که مطابق آن عده ای از مرتکبین جرم، به دلیل برخورد نهادهای مسئول اداره و مبارزه علیه جرم پس از تحمل مجازات دوباره به دنیای جرم و دستگاه عدالت کیفری بازمی گردند. برخوردهای اِعمال کنترل اجتماعی موجب می شود که انحراف یا جرم نزد این افراد نقش بندد و با این استدلال، وی نظریه ی ارتکاب جرم اولیه و ارتکاب جرم ثانویه (تکرار) را مطرح نمود، و زمینه های بروز نظریه ی برچسب زنی را فراهم نمود.(مباحثی در علوم جنایی، تقریرات دکتر نجفی)

در همین راستا زمانی که شخصی مرتکب سرقت ساده ای می شود و پس از سپری کردن دوران محکومیت خود، مجدد به جامعه بازمی گردد،‌ جامعه دیگر او را با هویت پیش از ارتکاب جرم، نمی شناسد بلکه انگ سارق را می زند و همین موجبِ چرخش هویت در این شخص می گردد؛ در واقع در این حالت جامعه اعتقاد چندانی به "مجرم دیروز، شهروند امروز" ندارد و همین موجب طرد این شخص می شود و نتیجه ی این پس زنی خودش را به صورت تکرار جرم و ارتکاب جرایم سنگین تر نشان می دهد‌؛ چرا که در این حالت فرد با خودش می گوید زمانی که جامعه هویت پیشین مرا فراموش کرده و مرا با هویت سارق می شناسد من نیز همین را می پذیرم و از این پس با هویت یک مجرم به زندگی خود ادامه خواهم داد. با این تلقی یقیناً شخص تمایل به عضویت در گروه های مشابه با هویت جدیدش و هم چنین ارتکاب جرایم بیشتر و سنگین تر (مانند سرقت مقرون به آزار) خواهد داشت. در اینجاست که مفهوم انحراف اولیه و ثانویه خود را نشان می دهد؛ انحراف اولیه همان سرقت ساده، و انحراف ثانویه (تکرار جرم) همان سرقت مقرون به آزار است.

در واقع می توان گفت که دیدگاه برچسب زنی به آثار وارد آمدن برچسب بر روند رشد و تحول روانی و اجتماعیِ مجرمان اشاره دارد. افرادی که برچسبی منفی خورده اند، نه تنها در اَعمال مجرمانه، خلافکارانه یا کجروانه بیشتری درگیر می شوند بلکه آرامش خود را در همراهی با کسانی می جویند یا می یابند که به همان شکل، بیگانه(6) قلمداد شده اند. (وایت و هینز، صص186تا 188) عضویت در یک گروه مجرمانه یِ صرف می تواند به جایِ آن که باعثِ حفظ یک خودانگاره ی نامجرمانه بشود، احتمال توسل افراد به یک خودانگاره ی مجرمانه را افزایش دهد. یعنی فرایندهای رسمی و نارسمی کنترل اجتماعی می توانند ارتکاب رفتار مجرمانه را افزایش دهند. زیرا، فرایند برچسب زنی احتمال توسعه ی یک خودانگاره ی مجرمانه را افزایش می دهد.(ولد، برنارد و اسنیپس، ص303)

 بدنامی ناشی از مداخله رسمیِ دستگاه جزایی،‌ به ویژه و به خوبی می تواند افراد جوان را به سوی فعالیت در نوعی پیشه مجرمانه سوق دهد. ایده حاکم بر این سخن، آن است که باید تمامی تلاش ممکن را به خرج داد تا قشرهایی خاص از مجرمان به مسیری جدای از مسیرهای رسمی دادرسی در نظام جزایی هدایت شوند. مسیری که آنان را از تماس با بخش عمده ای از ارکان رسمی این نظام به دور می دارد و از این طریق، احتمال بدنام شدن آنان را کاهش می دهد. نظریه پردازان برچسب زنی خاطرنشان می کنند که نباید اجازه داد جرم های کمتر خطرناک با برخوردهایی مانند بازداشت(7)، حضور در دادگاه(8)، و حبس مواجه شود. بلکه برعکس به نظر آنان، واکنش در برابر این نوع جرم ها باید مبتنی بر اصل عدم مداخله (بنیادی)(9) ، یا دست کم اصل کمترین مداخله(10)، باشد. آنان هم چنین به احتمال ضرورت یافتن جرم زدایی(11) از برخی اعمال "بی بزه دیده"(12) یا "دور از تجاوزگری"(13) توجه می دهند. با این استدلال که این کار می تواند از احتمال بدنامی های ناروا و غیرضروری بکاهد.(وایت و هینز، صص186تا 188)

4-  با توجه به مطالب مذکور، هم اکنون به دنبال انطباق نظریه ی برچسب زنی با کیس مورد نظرمان خواهیم بود. اما پیش از آن لازم است متذکر شویم که این تحلیل لزوماً به معنای تایید و یا رد این رخداد نیست؛ چرا که نگاه ما به این واقعه نگاهی توصیفی-تحلیلی است (گرچه نگارنده با انتشار این صوت و هم چنین کاور مستهجن آن به شدت مخالف است و موضعی انکاری در برابر آن می گیرد) و ما در پی آنیم که یکی از زمینه ها و علل بروز چنین رفتاری را مطابق با نظریه ی برچسب زنی مورد کنکاش قرار دهیم، یقیناً این تحلیل به قول فلاسفه شرط لازم است و نه شرط کافی؛ بدین معنا که جامعه تنها یکی از دلایل بروز چنین رفتارهایی است و نمی توان تنها انگشت اتهام را به سمت جامعه دراز کرد و از سایر عوامل رد شد، بررسی دلایل و عوامل دیگر نوشته ی مجزایی می طلبد و قطعاً خواننده ی نکته سنج واقف به این مسئله است.

 بی شک زمینه ی اجتماعی و محیطی که شاهین نجفی در آن زیسته در پی ریزی افکارش نقش بنیادینی داشته است، خاصه از این حیث که در کودکی پدرش را از دست می دهد و از طرفی با برادری معتاد مواجه می شود (حتی همین اتفاقات را بعدها دست مایه ی برخی از ترانه هایش قرار می دهد) رخداد بعدی در زندگی او اخراج از دانشگاه است؛ دانشگاه محیطی است برای ابراز عقاید و ابراز وجود، آن هم درست در زمانی که جوان به دنبال مکان و جماعتی برای تخلیه ی احساساتش می گردد و همین که این فضا از او گرفته شود نخستین جرقه های انحراف و انزوا شکل می گیرد. اخراج از دانشگاه به سبب هنجار شکنی، یاد آور مفهوم انحراف اولیه ی لیمرت است و اگر جامعه سهل انگارانه با این مرحله برخورد کند این مرحله سکوی پرتاب انحرافات و کجروی های بعدی خواهد بود. دقیقاً از همین جاست که کیس مورد نظر ما برچسب منحرف می خورد و همین موجب گرایش وی به گروه های منحرف و معاشرت با آنان، و زمینه ای برای شروع به همکاری با گروه های موسیقی زیرزمینی می شود. فضایی که این امکان را برای او فراهم می آورد تا در قالب موسیقی رپ، خشم و نفرت خود را از جامعه ای که او را طر کرده فریاد بزند و انحراف ثانویه از همین جا شکل بگیرد.

بی تردید این خواننده ی رپ هر چه بیشتر پیش می رود تمایل به هنجارشکنی در او بیشتر می شود تا جایی که تابِ زیستن و همسو شدن با هنجارهای جامعه ای که در آن متولد شده است را از دست می دهد و جامعه و گروهی دیگر که با هنجارهای وی مطابقت بیشتری دارند را بر می گزیند و همین موجب پی ریزیِ حمله علیه هنجارهای جامعه ی پیشین وی خواهد شد. زمانی که ترانه های نخستین شاهین نجفی را بررسی می کنیم، می بینیم که وی بیشتر معضلات جامعه ای که از آن طرد شده است را مورد هجمه قرار می دهد و اتفاقاً برخی از هنجارها (همچون حجاب و پرده بکارت) را به باد انتقاد می گیرد؛ تا اینکه با شروع انتخابات 88 و اتفاقات بعد از آن با صراحت بیشتری تیرِ کارهایش را به سمت بدنه ی سیاسی جامعه ی پیشینش نشانه می رود. هر چند بعدها و با خوابیدن تب انتخابات، مدتی تمِ کارهایش رنگ دغدغه های فردی و اگزیستانس می گیرد اما به یکباره با خواندن ترانه ای، یکی از مقدس ترین هنجارها و خط قرمزهای جامعه ای ایرانی را که همانا دین و اعتقادات مذهبی است را به سخره می گیرد و همین موجب بی تابی و برآشفتگی اعضای این جامعه علیه وی می شود؛ گرچه پس از انتشار این صوت خودش اذعان می دارد که قصد توهین نداشته و تنها به دنبال ارائه ی کاری هنری-اجتماعی بوده است. بی شک این هنجار شکنی شاهین نجفی شدید ترین انحراف وی، از هنگامی که از جامعه اش طرد شد، می باشد اما اگر به همان منوال سابق، جامعه شروع به چسباندن انگ کند (همانند انگ مرتد) همین موجب انحرافات شدیدتر بعدی و یا به قول حقوقدانان کیفری تکرار جرم اشد نخواهد شد؟ و پرسش اساسی تر و پیشینی تر اینکه، جامعه چه میزان در پرورش شاهین نجفی ها دخیل است؟ جامعه (بطور اخص دستگاه قضایی) اگر با انحرافات اولیه ی این دست از افراد برخوردی متفاوت تر داشته باشد و از بدنام کردن آنان اجتناب نماید چه میزان از انحرافات ثانویه خواهد کاست؟

دست آخر به نظر می رسد نباید با برخوردی پوپولیستی از سهم و غفلت جامعه گذشت و از پاسخ به پرسش های مطروح با دیدگاهی متعصبانه حذر نمود.

 

 

پاورقی ها

1- متن استفتاء و پاسخ آيت الله مکارم شیرازی ،که در پایگاه اطلاع رسانی این مرجع بزرگوار انتشار یافته است، را در ذیل بیان می داریم.

" با کمال تأسف چندی است در محیط های مجازی، معاندان اسلام و بالأخص معاندان شیعه که پیشترفتهای اسلام و تشیع آنها را خشمگین و زبون ساخته، طرح های شوم خود را با توهین به امامان بزرگوار جهان اسلام و ائمه اطهار (علیهم السلام) شروع و هر روز دامنه های بیشتری ایجاد می کنند!
اخیراً قطعه ای موسیقی در فضای مجازی منتشر شده که خواننده مزدور و شناخته شده ای در آن اقدام به توهین و ناسزا به محضر مبارک امام بزرگوار حضرت امام علی النقی (علیه السلام) نموده است. لطفا نظر مبارکتان را درباره چنین شخص و چنین کاری را مرقوم دارید.

هر گونه اهانت به مقام شامخ امامان معصوم (علیهم السلام) و توهین به آن بزرگواران در صورتی که توهین کننده مسلمان باشد موجب ارتداد است و اگر مسلمان نباشد در حکم ساب النبی (ص) است و این گونه افراد در اسلام مجازات بسیار سنگینی دارند. خداوند مسلمین و مخصوصاً پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را از شر دشمنان مصون و محفوظ دارد."

2- هر کس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیا عظام یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدیقه طاهره ( س ) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب النبی باشد اعدام می شود و در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد .

3- برای نخستین بار امیل دورکیم، جامعه شناس فرانسوی، بود که با فاصله گرفتن از رویکرد اثباتی در جرم شناسی بطور گسترد ه ای اقدام به پیوند میان ساختار اجتماعی و هنجارهای جامعه نمود و در صدد تحلیل جامعه شناختی از ارتکاب بزه برآمد.

4- Edwin Lemert

5-انحراف ثانویه مفهومی جامعه شناختی است که در حقوق جزا از آن تحت عنوان تکرار جرم یاد می شود .

6- Outsider

7- Arrest

8- Court Appearance

9-  Non-intervention (radical)

10- Minimal Intervention

11- Decriminalisation

12- Decriminalisation

13- Non-predatory

 

منابع

الف- کتاب

جرج ولد، توماس برنارد، جفری اسنیپس، ترجمه علی شجاعی، جرم شناسی نظری، سمت، چاپ چهارم، پاییز 1390

راب وایت و فیونا هینز، ترجمه علی سلیمی، جرم و جرم شناسی؛ متن درسی نظریه های جرم و کجروی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ چهارم، بهار1390

ب- تقریرات

مباحثی در علوم جنایی، تقریرات دکتر نجفی ابرندآبادی، به کوشش شهرام ابراهیمی، مرداد 1390

ج- سایت

http://makarem.ir/websites/farsi/estefta/?mit=75

fa.wikipedia.org

 

پ.ن: منتشر شده در تارنمای حقوقی بامداد نو؛‌ اینجا را کیلیک کنید.

 


برچسب‌ها: ارتداد, شاهین نجفی, نظریه برچسب زنی
+ نوشته شده در 10:31 توسط ضرغام نره یی.